خصوصی‌سازی دانشگاه‌ها در ايران.. ابزار رژيم براي باسوادي كمتر وسركوب بيشتر

بااينكه اصل سوم قانون اساسی ايران بر آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح، وتسهیل و تعمیم آموزش عالی تاکید دارد اما سیاست‌خصوصی سازی دانشگاه ها در جامعه ايران جای دارد.

نويسنده “نسيم روشنايي” در گزارشي بحران خصوصي سازي حوزه آموزش عالي ودانشگاه ها در ايران را مي پردازد.

خانم روشنايي تاكيد كرد كه پس از جنگ ایران و عراق، نئولیبرالیسم در لوای سیاستهای نظام اقتصادی ايران تزریق شد.

بنابراین، خصوصی سازی به شکلی دفرمه وارد نظام اقتصادی ایران شد. وبعنوان فرصتی براي جناح های مختلف حکومت و وابستگانشان بازیگران اصلی بخش خصوصی باشد حوزه آموزش عالی نیز اوضاع ازاین حوزه ها بود.

حکومت با این ادعا که ظرفیت مالی گسترش آموزش عالی برای تمام مردم را نداشت، از دهه شصت شمسی به بعد، دانشگاه های آزاد، دانشگاه پیام نور، دانشگاه های شبانه، پردیسهای بین الملل، دانشگاه های غیر انتفاعی و علمی کاربردی را تاسیس کرد.

به این ترتیب دولت به بخش خصوصی خوش آمدگفت و خود با تاسیس دانشگاه پیام نور و دوره های شبانه، بازیگر اصلی بخش خصوصی شد. هم چنین از زمانیکه مجوز مراکز آموزش عالی انتفاعی صادر شد، افرادی به سراغ آن رفتند که یا دولت مرد یا از وابستگان و آشنایان دولتمردان بودند.

خانم روشنايي-در گزارشي اش كه در ماهنامه “خط صلح” نشر شد- اشاره كرد كه پس از دولت رئيس جمهور  پيشين، هاشمي رفسنجانی، در دهه های بعد نیز سیاست خصوصی سازی کماکان گسترش یافت، ورفته رفته هزینه ای که به آموزش عالی رایگان تعلق میگرفت نیز کمتر شد و قوانینی تصویب شدند که خدمات رایگان دولتی را در این حوزه پولی کردند.

وي افزود كه خدماتی چون کاهش حمایت مالی دولت از خدمات رفاهی برای دانشجویان مانند خوابگاه ها، کاهش مدت زمان تحصیل رایگان در دوره های روزانه دانشگاه دولتی، اجاره‌ داد نفضاهای عمومی دانشگاه ها برای سود آوری دانشگاه در شرایطی که دانشجویان فضایی برای کنشگری سیاسی ندارند، كم تر شد.

علاوه بر خصوصي سازي حوزه آموزش عالي، بسياري از دانشگاه ها در ايران مورد سركوب نهادهاي امنيتي قرار ميگيرند از جمله ممنوع شدن هيچ فعاليت صنفي يا سياسي براي دانشجويان وهم اساتيد، همزمان با تشديد اعتراض ها و تظاهرات دانشجويان بر عليه فساد سياسي وبحران هاي اقتصادي كشور.

ممکن است شما دوست داشته باشید